با نام خدا و یاد او کارم را در این وبلاگ شروع میکنم امیدوارم بتونم اونچرا که لازمه از هنر عرضه کنم
و مورد پسند هنر دوستان عزیز هم واقع بشه با توکل بر خدا و یاری دوستان همراه آغاز میکنم....
همه ی کارها با نام اورقم میخورد.......!
|
با نام خدا و یاد او کارم را در این وبلاگ شروع میکنم امیدوارم بتونم اونچرا که لازمه از هنر عرضه کنم و مورد پسند هنر دوستان عزیز هم واقع بشه با توکل بر خدا و یاری دوستان همراه آغاز میکنم....
همه ی کارها با نام اورقم میخورد.......! + نوشته شده توسط Raha در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت
15:40 |
آشنایی با هنر های تجسمی
ابتدا بهتر است بدانیم که مبانی چیست؟ تا درک درستی در رابطه با هنر های تجسمی داشته باشیم مبانی یعنی >> مبنای هر چیزی. بنابراین ما می خواهیم بدانیم که مبنای هنر های تجسمی چیست؟ ببینید بهتر است واضحتر بگویم برای اینکه زبان نوشتاری را بهتر درک کنیم باید قواعدی را که در آن وجود دارد بشناسیم و آن را بیاموزیم مثل حروف الفبای خودمان که با آموختن آن می توانیم بخوانیم و بنویسیم شما هم با این حرف من موافق هستید پس...... برای اینکه زبان هنر های تجسمی را درک کنیم هم باید با قواعد آن آشنا شویم می خواهم باز هم واضحتر بگویم ساختن و فهمیدن آثار هنر های تجسمی موضوع اصلی مبانی است انسان به وسیله ارتباط با همنوعان خود رابطه بر قرار می کند بنابر این این ارتباط وصل می شود به زبان و این زبان ارتباط بسیار مهمی است که انسان با آن می تواند ارتباط برقرار کند البته اگر انسان طرز بیان خوبی هم داشته باشد باز هم اگر خود را در جامعه ای که به زبان او صحبت نمی کنند قرار دهد باعث می شود که نتواند بیان خود را به طور کامل بیان کند بنابر این نیاز دارد تا بتواند به روش دیگر آنچه که می خواهد به دیگران بفهماند واین چیزی است که هر کسی از عهده آن بر نمی آید جز اینکه مبانی هنر های تجسمی را خوب درک کرده باشد و آن را به خوبی به کار بگیرد یک نکته قابل ذکر است و آن این است که زبان تصویر یا همان عناصر هنر تجسمی بسیار پیچیده است. عموما هنر های تجسمی به هنر های گفته می شود که قابلیت تجسم و شکل پذیری دارند و مستقیما به وسیله حس بصری قابل درک است به طور کلی می توان گفت همه هنرهایی که به صورت بصری ارائه یا دیده می شوند و با تصویر سروکار دارند اصول و مبانی مشترکی دارند که ((مبانی هنرهای تجسمی)) یا ((مبانی هنر های بصری )) نامیده می شوند. بنابراین در رابطه با الفبای تجسم یا تصویر کردن آنرا توضیحی کوچک خواهم داد.
حال می خواهم شما را با این الفبای هنرهای تجسمی آشنا کنم
عناصر و نیروهای بصری
درست حدس زدید الفبای هنرهای تجسمی (عناصر و نیروهای بصری) نام دارد
عناصر و نیروهای بصری در هنرهای تجسمی به دو بخش کلی تقسیم می شوند:
1) بخشی که با آنها به طور فیزیکی و مملوس سرو کار داریم و همان عناصر بصری محسوب می شوند. مثل >> خط » سطح » رنگ » شکل » بافت » اندازه » تیرگی و روشنی .
2) بخش دیگر کیفیات خاص بصری هستند که بیشتر حاصل تجربه و ممارست هنرمند در بکار بردن عناصر بصری می باشد . مثل >> تعادل » تناسب » هماهنگی » کنتراست که به نیروهای بصری یک اثر تجسمی استحکام می بخشند .
بطور کلی عناصر ونیروهای بصری در طبیعت و محیط پیرامون ما موجود هستند و هنرمند از آنها به طور مستقیم استفاده می کند و یا با الهام گرفتن از طبیعت و با استفاده از ابزار و مواد گوناگون این عناصر و نیروها را به وجود می آورد . تنوع ابزار و مواد گوناگونی که امروز هنر مندان در اختیار دارند بسیار زیاد است . از انواع ابزارهای اثر گذار گرفته تا سطوح مختلف و رنگ های متنوع با ویژگی های کمی و کیفی و گسترده ومصنوعات و حلال های گوناگون .
قبل از اینکه بخواهم در مورد این عناصری که نام بردم توضیح دهم بهتر دیدم ابتدا با مبحث خوب دیدن آشنا شوید
چگونه می ببینیم ؟
انسان به وسیله توانایی های جسمی و روحی خود با جهان ارتباط بر قرار می کند از میان توانایی های مختلف حس بینایی انسان را قادر می سازد تا جهان پیرامون خود را ببیند و با آنچه در آن میگذرد ارتباط برقرار کند. چشم ها عضوی از بدن هستند که عمل دیدن به وسیله ی آنها انجام می شود. شرط دیدن اشیاء و پدیده ها توسط عضو بینای (چشم) وجود نور است وبدون وجود نور انسان قادر به دیدن نیست . بنابراین عمل دیدن ارتباطی است که انسان در شرایط مساعد نوری از طریق عضو بینایی با جهان بر قرار می کند.
برای دیدن غیر از چشم و نور مساعد عوامل دیگری نیز موثر و لازم می باشد که عبارتند از :
1) وجود اشیاء که نور پس از برخورد با آنها به چشم منعکس می شود 2) انتقال علائم و پیام های بصری از طریق چشم به مغز توسط اعصاب بینایی پیام های بصری شامل اطلاعاتی در باره خصوصیات ظاهری اشیاء از قبیل نوع >> رنگ » میزان » تیرگی –روشنی » اندازه و جنسیت آنها می باشد.
در یک معنای کلی عمل دیدن واکنشی طبیعی و خود به خود است که عضو بینایی در مقابل انعکاس نور از خود نشان می دهد در حالی که انسان عمل نگاه کردن را به طور ارادی و برای مقصودی خاص انجام می دهد. در عمل دیدن انسان بطور طبیعی رنگ »شکل » جهت » بافت » بعد » و حرکت اشیاءرا به وسیله پیام های بصری دریافت می کند .در حالی که در نگاه کردن علاوه بر دیدن اشیاء به روابط و تناسبات میان آنها دقت می کند بنابراین می توان گفت نگاه کردن یک رویداد ارادی است و نوعی جست و جو بصری محسوب می شود. در حالی که دیدن واکنش طبیعی عضو بینایی به نور است که در شرایط مساعد به طور خود به خودی انجام می گیرد.
+ نوشته شده توسط Raha در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت
14:32 |
|
|